+
نوشته شده در شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 8:40 بعد از ظهر  توسط محمد حسين جديدي نژاد
|
اما بايد چيزي بگويي حتي دروغ!،اگر نگويي شايد برود استراليا زير سايه درختهاي بلند بنشيند و اصلا يادش نيايد که تو هم بودي و اگر به ياد تو هم بيفتد حتما کسي را تصور مي کند که با بوي عرق و زردي مدالهايش زندگي مي کند و شبها خواب مي بيند کنار همان مرد آلماني که هميشه اسمش را مي برد ايستاده و مي خواهد مسابقه بدهد و حتما هيچ کس ديگر را دوست ندارد. ×××× شناسنامه ام مي گويد متولد سال 1369 همدان هستم.اما خودم قبول ندارم چون گاهي کودکي 6ساله ام،گاهي جواني 18ساله که عاشق ادبيات است و گاهي هم پيرمردي 90ساله که عاشق رياضيات است. هدف من از نوشتن هر داستاني جاودانه شدن در ذهن پسر بچه ي 6ساله اي است که بسيار بازيگوش است و در زير لايه هاي ذهنم زندگي ميکند.از اين طرف به آن طرف مي دود. من براي "او" مي نويسم.